ميخواستم تمام صبح هاى گرگ و ميش ارديبهشت را صرف نوازش موهايت كنم، سپيده كه زد توى رطوبت خنك تراس صبحانه بچينم. ميخواستم منتظرت بمانم كه برگردى و از دست پخت ناشيانه ام تعريف كنى، كه خستگى ات توى چشمهاى من حل شود. ميخواستم تمام عصرهاى بارانى ارديبهشت برايت چاى دم كنم و شاملو بخوانم. ميخواستم كه تمام نيمه شبها آغوش مرا فقط صداى نفس هاى تو پر كند. من همه اينها را ميخواستم؛ اما نتوانستم.
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 12:46 ] [ عطی ]
برچسب:
نویسنده: سپیده اسماعیلی